close
تبلیغات در اینترنت
جملات قصار رهبر معظم انقلاب اسلامی-فرهنگ جملات قصار رهبر معظم انقلاب اسلامی-فرهنگ

آخرین ارسال های انجمن


عنوان پاسخ بازدید توسط
7 559 yasser

جملات قصار رهبر معظم انقلاب اسلامی-فرهنگ

جملات قصار رهبر معظم انقلاب اسلامی-فرهنگ

فرهنگ و فرهنگ‏سازى

‏آنچه كه براى كشور ما و براى عناصر فرهنگى مهم است، گسترش كيفى فرهنگ است.

اساس و ريشه‏ى فرهنگ عبارت است از عقيده و برداشت و تلقى هر انسانى از واقعيات و حقايق عالم، و نيز خلقيات فردى و خلقيات اجتماعى و ملى.

استقلال يك ملت فقط با استقلال فرهنگى تأمين مى‏شود.

بخش عمده‏ى فرهنگ، همان عقايد و اخلاقيات يك فرد يا يك جامعه است.

به كار فرهنگى به معناى واقعى كلمه اهتمام ورزيد.

به نظر ما مقوله‏ى فرهنگ از نظر تأثيرش در آينده‏ى يك ملت و يك كشور، با هيچ چيز ديگرى قابل مقايسه نيست.

پايه‏هاى اساسى فرهنگ هم، همين ادبيات و هنر است.

دستگاه حكومت و دستگاه دولت، نسبت به فرهنگ جامعه - عمدتاً مسئله‏ى عقيده و اخلاق - به‏هيچ‏وجه بى‏مسئوليت نيست و نمى‏تواند بى‏تفاوت باشد.

فرهنگ اسلامى تسليم در مقابل خدا و برآشفتن در مقابل بديها و كجى‏ها و نابسامانيهاست.

فرهنگ انقلاب ما فرهنگ توحيد و عبوديت است.

فرهنگ شامل ادبيات، هنر، علم، عادات و اخلاق جامعه و سنن موجود و شامل خصلتهاى ملى است.

فرهنگ عمومى، فرهنگ در دانشگاه‏ها، فرهنگ در مقطع دبستان و دبيرستان - يعنى حيطه‏ى كار آموزش و پرورش - بسيار بسيار مهمّ است. به اينها اهميت بدهيد.

آنچه كه براى كشور ما و براى عناصر فرهنگى مهم است، گسترش كيفى فرهنگ است. يعنى تربيت شاعر، نويسنده، هنرمند و تربيت كسانى كه بتوانند توليد هنرى بكنند و پايگاه هنرى را پيش ببرند.

تهاجم فرهنگى‏

آن چيزى كه خطر جدى است، تهاجم فرهنگى است.

اشكال ضايعات فرهنگى اين است كه زود فهميده نمى‏شوند.

انقلاب فرهنگى و اصل فرهنگ ملى و اسلامى ما، در معرض تهديد دشمنان قرار دارد.

اين جزو وظايف دولت اسلامى است كه در اين آشفته بازار احتمالى، يا حتى غير آشفته بازار، در بازار عرضه‏ى فرهنگ و عقيده و اخلاق، نگذارد عائله‏ى او - يعنى ملت - دچار گمراهى بشوند؛ يعنى همان احساسى را كه انسان نسبت به زن و بچه‏ى خودش دارد، همان را بايد نسبت به ديگران هم داشته باشد.

برگشت به فرهنگ فاسد و منحط غرب در جامعه‏ى انقلابى و اسلامى ما محال و ممنوع است.

بسيارى از مشكلات امروز و ديروز ملت ايران، ناشى از تدابير و اعمال خصومت و بغض و كينه‏ى دشمنان اسلام است كه انواع مشكلات اقتصادى و فرهنگى را تزريق مى‏كنند تا شايد بتوانند نظام جمهورى اسلامى را متزلزل كنند!

تهاجم فرهنگى يعنى يا تهاجم به وسيله‏ى ابزارهاى فرهنگى، يا تهاجم به وسيله‏ى عناصر فرهنگى.

ما دشمنان فرهنگى زيادى داريم، مبارزه با اسلام و انقلاب به صورت فرهنگى، يك چيز جدى است. اين چيزى كه ما به آن تهاجم فرهنگى مى‏گوييم، يك امر واقعى و حقيقى است. الان باورهاى سياسى ما، با ابزارهاى فرهنگى دشمنان هدفگيرى مى‏شود. باورهاى دينى ما هدفگيرى مى‏شود. عادات حسنه‏ى ملت ما مورد تهاجم قرار مى‏گيرد و هدفگيرى مى‏شود. اين كار خيلى هم دقيق انجام مى‏گيرد.

مى‏دانيد عقبه‏ى فرهنگى دشمن تا كجاهاست؟ مجلات، روزنامه‏ها، راديوها، ماهواره‏ها، تشكيلات عظيم، كتاب‏نويسيها، مزدورهاى قلم‏به‏دست و قلم‏به‏مزد، همه، عقبه‏ى فرهنگى استكبارند!

 


هنر

از خصوصيات هنر اين است كه ايده و فكر را به‏طرف مقابل منتقل مى‏كند.

جهتگيرى هنر بايد خيلى دقيق و روشن و درست باشد.

ما مردم باهنر و بااستعدادى داريم.

مايه‏ى هنرى جوانهاى ما خيلى زود مى‏شكفد و مى‏جوشد.

هر آنچه به هنر آميخته شود، آراسته و خواستنى مى‏شود و جلوه و جذابيت مى‏يابد و دلها به آن شوق پيدا مى‏كند.

هنر حقيقى خواهد توانست تفكر انقلاب را عمق ببخشد.

هنرِ نمايش، از بسيارى از ديگر هنرها، زبانِ رساتر و بليغ‏ترى دارد.

[فرهنگ قرآنى و اسلامى‏] بايد در نمايشنامه‏ها، فيلمها، سينما، تلويزيون و راديوى ما انعكاس يابد.

سينما، نمايش، تئاتر

چند سال است به سينماگران مى‏گوييم قدرى روى قصه كار كنيد؛ قصه‏يى كه بناست شما در سينما به آن جان بدهيد و تجسم ببخشيد.

ملتى كه سينما ندارد، مثل انسانى است كه زبانى از زبانهاى مورد تفاهم و تكلم را بلد نيست.

شعر

ترجمه‏ى شعرى قرآن اصلاً كار موفقى نيست.

در ميان شعراى انقلاب، بعضيها واقعاً خوب و برجسته‏اند.

زبانى كه مى‏تواند پيام انقلاب را به اعماق جامعه رسوخ دهد، زبان شعر و ادبيات است.

سعدى و حافظ هم شعر عشقى محض دارند. اين‏طور نيست كه همه‏ى اشعار آنها عرفانى باشد.

شعر و هنر زيباترين قالب براى همه‏ى پيامهاى نوين و مايه‏ى گسترش و نفوذ اين پيامهاست.

كسى كه از تئاتر، نقاشى، عكس يا شعر چيزى نمى‏فهمد، راههاى معرفت به رويش بسته است.

رمان

قصه‏نويسى و داستان‏نويسى، ضعف عمده ماست كه من بارها هم اين را گفته‏ام و خواسته‏ام تقويت شود؛ متأسفانه كار جدّى از طرف دوستان ما انجام نمى‏گيرد. البته اين چند سالى است كه رمان و قصه‏نويسى قدرى رواج يافته است؛ منتها نه در جهت صحيح.

در اين بخش [رمان] متأسفانه بسيار ضعيف هستيم. 

نقاشى

من تابلوى «عصر عاشورا»ى آقاى فرشچيان را كه خود ايشان چند سال قبل به من هديه داده، در منزل دارم و هر وقت آن را نگاه كردم، گريه كردم. با اين‏كه سينه‏ى من از روضه‏هاى صبح عاشورا و عصر عاشورا پُر است - چه كسى بيشتر از ماها مى‏داند كه در اين باره‏چه نوشته‏اند و گفته‏اند - و در عين حال كه مى‏گويند آدمهايى كه اهل اين چيزها هستند، خودشان گريه نمى‏كنند؛ اما آقاى فرشچيان دارد روضه‏يى مى‏خواند كه ماها را مى‏گرياند. ببينيد اين چه هنر پُرفايده و پُرمغز و پُرمعنايى است.

كسى كه از تئاتر، نقاشى، عكس يا شعر چيزى نمى‏فهمد، راههاى معرفت به رويش بسته است.

هنرمند

آن‏جايى كه نوشته‏هاى شما حاكى از اخلاص است، آن نقطه انسان را تكان مى‏دهد.

به نظر من، نقش هنرمند مسلمان، نقش فوق‏العاده برجسته‏يى است.

يكى از معجزات انقلاب، پرورش هنرمندان و روايتگران تاريخ انقلاب است.

آن هنرمندانى كه هنرشان در خدمت بيگانگان است، هرچند هنرشان هم بالاست و بعضيشان از لحاظ هنرى بسيار برجسته‏اند، ولى من در هنرى كه آنها دارند، ارزشى حس نمى‏كنم.

هنرمند حقيقت را بهتر و زودتر مى‏فهمد.

هنرمند مى‏تواند هدايت بيافريند و لذت روحى ببخشد.

موسيقى‏

اگر موسيقى‏يى - حالا اسمش را موسيقى سنتى بگذاريد، يا موسيقى غيرسنتى - كه يكى از دستگاههاى معمولى موسيقى خودمان را هم با ساز ساده‏يى مى‏زند، اما شعر، يك شعر برانگيزاننده‏ى مهيج شهوت باشد، حرام است؛ خواننده هر كس مى‏خواهد باشد. آن صداى خوش و سازى كه با هم به كار بيفتد، تا جوانى را فرضاً به عمل حرام شرعى تحريك كند، كار حرامى است.

بنده كلاً با موسيقى غربى در راديو مخالفم.

موسيقى شاد، به معناى موسيقى مرقص نيست.

موسيقى مى‏تواند لهوى نباشد.

موسيقيهاى تند و محرك خارجى، اشكال دارد.

معماری

اثر معمارى را انسان تحسين مى‏كند و چون متعلق به ماست، مال ايرانيهاست به آن افتخار هم مى‏كند.

الان در زمينه‏ى سازندگى، در زمينه‏ى معمارى، در زمينه‏ى كارهاى زيربنايى ... در داخل كشور به دست عناصر خودى كارهايى انجام مى‏گيرد كه در گذشته فكرش هم نمى‏شد كرد.

قصه

قصه‏گويى، هنر بسيار خوبى است. قصه‏هاى خوب، سازنده‏ى شخصيت كودك است. همان قصه‏هاى قديمى را كه ما از مادر خودمان، از مادر بزرگ، يا از پيرزن ديگرى در كودكى شنيده‏ايم، حالا كه آدم مرور مى‏كند، مى‏بيند در آنها چه‏قدر حكمت هست! انسان، بعضى از خصال و تفكرات خودش را كه ريشه‏يابى مى‏كند، به اين قصه‏ها مى‏رسد. قصه چيز خيلى مهمى است، منتها قصه‏هاى خوب.

سعى كنيد در اين قصه‏گويى و در اين كار هنرى، اولين چيزى را كه در اين كودك ايجاد مى‏كنيد، ايمان باشد؛ هيچ چيز، معادل ايمان نيست. شما از اين بچه، هرچه بخواهيد بسازيد، بايد در او ايمان به وجود بياوريد.

نظرت در مورد این مطالب چیه؟


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
skinak.ir